السيد حامد النقوي

76

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

أو لانّ الالف و اللام يقتضيان الاستغراق و الاوّل باطل و الثانى مختلف فيه فكيف يساوى ذلك ما يدعونه من النّص المتواتر الذى لا يحتمل التاويل و ايضا فلانّ الحديث مع ضعفه فى الاصل و الدّلالة لما احتجوا به على الانصار تركوا طلب الامامة فكيف يعتقد بهم عدم قبول النّص الجلىّ المتواتر ازين عبارت صاف ظاهرست كه حديث الائمّة من قريش از باب آحادست بلكه حديث ضعيف است هم در اصل و هم در دلالت پس هر گاه أبى بكر را احتجاج و استدلال بروايتى كه خود بان متفرد بوده و از قبيل آحاد است بلكه از اخبار ضعيفه و روايات سخيفه است و دلالتش هم ضعيف و مطعون و استدلال بان ركيك و موهون جائز شد و صرف خلافت از آن بسوى خود فرموده اهل حقّ را استدلال بحديث منزلت بالاولى جائز خواهد شد كه حديث منزلت بفرض آنكه نزد سنّيه متواتر نباشد باز هم اقوى است ازين حديث بمدارج كثيره و اگر اندك امعان به كار برى اين قول رازى برابر هزار دليل بطلان خلافت خلافت‌مآب خواهى يافت چه هر گاه حسب افادهء رازى دليل أبى بكر كه براى صرف خلافت از انصار آورده ضعيف الاصل و الدلالة است پس قطعا استدلال به آن جائز نخواهد شد چه استدلال باخبار ضعيف الدلالة گو قوى الاصل باشد سمت جواز ندارد چه جا كه اصل آن هم ضعيف باشد و حسام الدين در مرافض الروافض بعد ذكر نصوص خلافت جناب امير المؤمنين عليه السلام مثل انت اخى و وصيّى و خليفتى و غير آن گفته و بر و الا خردان دقيقه بين و انصاف پيشگان نكته‌گزين پوشيده نيست كه اگر در حق خلافت كه امرى عظيم الشأن و جليل القدر است و صلاح كار خلائق